? آفریدگارعشق
آفریدگارعشق

بخاطر تو گذشتم , ز یادگار گذشته ... تو هم گذشتی , و حیران شدم به کار گذشته ... بهار زندگیم شد خزان و خیر ندیدم ... نه از خزان کنونی , نه از بهار گذشته ... امید زندگیم بودی و , ز دست برفتی ... کنون ترانه سرایم بیاد یار گذشته

آبان 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
یکشنبه 29 مرداد ماه سال 1385
دلگیر
چقدر بده آدم دلش گرفته باشه نتونه به کسی بگه یا کسی باشه نه تونه بگه ولی راستی چرا ما این جوری هستیم هروقت هستش بی خیالیم هر وقت رفت می دو نیم کی رفت

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 8507


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها